كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
29
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ إِذْ أَخَذْنا و ياد كنيد چون فرا گرفتيم ما مِيثاقَكُمْ پيمان شما را وَ رَفَعْنا و برداشتيم فَوْقَكُمُ الطُّورَ بر زبر سر شما كوهى را كه منسوب بود بطور بن اسماعيل از كوههاى فلسطين و آن شهرى است از بلاد شام خُذُوا گفتيم كه فرا گيريد ما آتَيْناكُمْ آنچه بشما دادهايم يعنى توريت بِقُوَّةٍ بعزم درست وجد تمام وَ اسْمَعُوا و بشنويد يعنى فرمان بريد قالُوا گفتند به آشكارا سَمِعْنا شنوديم و پذيرفتيم و پنهان با خود گفتند وَ عَصَيْنا و نافرمانى كرديم يا شنيديم به گوش و عاصى شديم بدل وَ أُشْرِبُوا و خورانيده شدند يعنى درآورده شدند فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ در دلهاى ايشان دوستى گوساله را بِكُفْرِهِمْ بسبب جحود و انكار ايشان قُلْ بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بگو اى محمد ص بد چيزى است آنچه مىفرمايد شما را بِهِ إِيمانُكُمْ به آن چيز ايمان شما و آن كفر است به قرآن و به محمد ص إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ اگر هستيد شما گرويدگان به خدا چه اگر كسى مؤمن باشد ايمان او را به كفر نه مىفرمايد و جهودان به اين همه رسوائى گفتند كه بهشت جز جاى ما نخواهد بود حق تعالى جل على فرمود كه قُلْ بگو اى محمد ص در جواب اين دعوى ايشان كه إِنْ كانَتْ اگر هست بزعم شما لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ مر شما را سراى آخرت و نعمت بهشت عِنْدَ اللَّهِ نزديك خدا خالِصَةً پاكيزه و خاصه مِنْ دُونِ النَّاسِ بىديگر مردمان فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ پس آرزو كنيد مرگ را إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد شما راستگويان در آنكه بهشت خاصه از آن شما است چه بىمرگ بدان سراى نتوان رسيد آرزوى مرگ از علامات اشتياق لقا است پس هر كه آرزومندتر بود به مرگ مشتاقتر باشد بلقا فرد مرگ است كه دوست را رساند بر دوست آن كيست كه او به مرگ شادان نبود وَ لَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً و آرزو نكنند جهودان مرگ را هرگز بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ بهآنچه پيش فرستاده است دستهاى ايشان از قتل انبيا ع و تغيير لغت مصطفى عليه السلام وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ و خداى داناتر است به ستمگاران و دروغگويان وَ لَتَجِدَنَّهُمْ و هر آئينه يا بى تو جهودان را أَحْرَصَ النَّاسِ حريصترين مردمان عَلى حَياةٍ بر زندگانى دنيا وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا و از آن كسانى نيز كه شرك آوردهاند يعنى كفار عرب و اصح آنست كه مراد اينجا مشركان مجوسند زيرا كه هيچكس را زندگانى دنيا دوستتر از ايشان نيست يَوَدُّ أَحَدُهُمْ دوست مىدارد يكى از ايشان يعنى از گبران لَوْ يُعَمَّرُ كه كاش عمر داده شود أَلْفَ سَنَةٍ هزار سال و ازين است تحيت مجوس كه چون بهم رسند گويند كه هزار سال بزى و نزد بعضى از علما گفتن اين لفظ مكروه است وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ و نيست كه رهانندهء او باشد مِنَ الْعَذابِ از عذاب أَنْ يُعَمَّرَ آنكه عمر داده شود يعنى طول عمر او دافع عذاب الهى نيست وَ اللَّهُ بَصِيرٌ و خداى بينا است بِما يَعْمَلُونَ بهآنچه مىكنند يهود و مجوس و غير ايشان و بعضى از يهود مىگفتند كه صاحب محمد ص جبرئيل است و او وحى به دو فرومىآرد و اسلاف ما را از جبرئيل ع رحمت بسيار رسيده است و اكثر بلا و عذاب بر آباى ما بهواسطه او نازل شده اگر بجاى او ميكائيل بودى ما بابى القاسم ايمان مىآورديم حق سبحانه فرمود كه